الشيخ السبحاني

65

در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى)

شد . پيامبر گرامى پس از نصب امام ، دستور داد كه مردم يكايك بيايند با او بيعت كنند و غرض از بيعت اين بود كه انتصاب مزبور كاملًا جنبهء رسمى به‌خود بگيرد . اتفاقاً همين مراسم دربارهء امام ، هنگامى كه خليفهء سوم كشته شد ، انجام گرفت و در پيشاپيش مسلمانان ، طلحه و زبير با حضرت بيعت كردند و او را امير و رئيس و پيشواى مسلمانان شناختند . روش امام و رعايت عدالت اجتماعى آن حضرت ، مورد نظر جاه‌طلبانى مانند طلحه و زبير قرار نگرفت و آنان اصرار داشتند على در تقسيم بيت المال و مناصب ، تبعيض قائل شود و اين كار از شخصى مانند على ، ساخته نبود . از اين رو نقض بيعت كردند و به بهانهء عمره از مدينه بيرون رفتند و با كمك همسر پيامبر و بذل و بخشش‌هاى فراوان توانستند عده‌اى را دور خود جمع كنند و پس از كشتن عده‌اى از شيعيان و دوستان على عليه السلام بصره را پايگاه خود قرار دادند . در اين موقع على عليه السلام با لشكر انبوهى در نزديك بصره فرود آمد و هنگامى كه دو سپاه با هم روبه‌رو شدند على عليه السلام سپاه دشمن را با جمله‌هاى زير مخاطب ساخت : « آيا بر شما ستم كرده‌ام و زر و زيور دنيا را به خود و فرزندانم اختصاص داده‌ام و در اجراى حدود الهى تبعيض قائل شده‌ام ؟ » همگى گفتند : نه . سپس فرمود : « ما لبيعتي تنكث و بيعة غيري لا تنكث ؛ چرا بيعتى را كه با من كرده بوديد ، شكستيد ، ولى بيعتى را كه با ديگران داشتيد ، محترم شمرديد ؟ ! » . هنگامى كه سخن به اين‌جا رسيد رو به سپاه خود نمود و فرمود : « إنَّ اللّهَ يَقُولُ فى كِتابِهِ : وَ إِنْ نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ . . . » و در آخر اضافه نمود : « إنّها لأصحاب هذه الآية و ما قوتلوا منذ نزلت ؛ « 1 »

--> ( 1 ) . سفينة البحار ، ج 1 ، ص 30 .